آویسا گلمآویسا گلم، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره
علی جونمعلی جونم، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 21 روز سن داره

گلکانم، آویسا و علی

عسلم مریض شده

1390/11/3 14:35
نویسنده : مامان نسرین
303 بازدید
اشتراک گذاری

                   

 

سه شنبه وقتی آویسای مامان رو از مهد گرفتم احساس کردم رو فرم نیست. اون روز خاله مریم زحمت کشید و مارو به خونه رسوند.niniweblog.com وقتی رسیدم خونه دیدم دخترم تب داره. به بابا رضا گفتم تا ببریمش دکتر(به قول بابا رضا عمو ارسطو). doctor.gif فهمیدیم دخترم از این تب های ویروسی گرفته. بچه ام همش به من چسبیده بود و بی تابی می کرد. سه شب تب داشت.من و بابا سه شب تا صبح بالای سرش بودیم .niniweblog.comتا جمعه صبح که تبش قطع شد.حمومش کردم بعد برای ناهار خونه بابا قاسم رفتیم.مامان فاطمه برای دختر گلی سوپ درست کرده بود.ناهارش رو دادم و کنارش خوابیدم و بهش شیر دادم. الهی قربونش برم بچه ام بعد چهار روز یه خواب عمیق کرد.

خدا رو شکر که حالش خوب شد. بچه ام خیلی اذیت شد. الهی هیج بچه ای مریض نشه.الان هم که دارم این وبلاگ رو می نویسم دختر گلی تو مهد.به خاله زنگ زدم گفت خوبی و حریره بادومت رو خوردی.انشاالله همیشه سرحال باشی. دوستت دارم و عاشق چشماتم

         

 

       

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان پارسا
1 بهمن 90 10:07
خدا رو شکر که زود خوب شده.
فکر می کنم همه بچه های مهد یکی یکی این تب ویروسی رو می گیرند خدا به داد برسه.


ممنونم.
انشاالله خدا حافظ همه بچه ها باشه
خاله رویا
3 بهمن 90 14:24
امیدوارم همیشه سالم و شاداب باشه


مرسی خاله رویا.شما هم همیشه شاد باشید و دستون زود زودی خوب بشه